طلسم شکست ....   

من درست یه هفته است که می خوام آپ کنم، ولی خیلی جالبه... توی این یک هفته هر روز یه اتفاقی افتاده، یه روز افتتاح داشتیم،فرداش خبر ارسالی به روزنامه ها رو انجام دادیم.روز بعد معارفه داشتیم، روز سه شنبه اش مصاحبه با یکی از اعضای هیئت مدیره رو و روز چهارشنبه بلاخره قرعه کشی داشتیم.پنجشنبه هم که یکی از اقوام فوت کردن  و همه درگیر مراسم های بعدی بودیم.

ولی امروز بلاخره طلسم شکست .... بگذریم،این سهمیه بندی بنزین عجب خیابونها رو خلوت کرده. امروز صبح  من سر ساعت همیشگی از خونه بیرون اومدم  ولی برعکس همیشه که ساعت 7.40 میرسیدم ، امروز ساعت 7،20 دقیقه رسیدم.با اینکه خودم از این سهمیه بندی اصلا خوشحال نیستم و برای مسافرت های عیدم و تابستونم شدیدا احساس ناراحتی می کنم ولی از اینکه مردم ما کم کم یاد می گیرن سفره نفت همیشه پهن نیست و یه روز این نعمت هم جمع میشه و مجبورن صرفه جویی رو یاد می گیرن خوشحالم

با این که اعتقاد دارم دولت باید اول به اقتصاد برسه بعد به این کارها ولی باید قبول کنیم از یه جایی باید شروع  می کردن. ولی آخرش ....فعلا  که همه چیز با هم قاطی شده و نمیشه نظر قطعی داد.....

شما چی فکر می کنید؟

هاله

لینک
شنبه ٩ تیر ،۱۳۸٦ - مریم و هاله