همسايه!!   

همسايه طبقه بالاي شركت ما يه دكتر پيره  كه ۹-۸ماه سال آمريكاست، ولي از اون آدمهاست كه تو همون مدت كمي كه ايرانه كاملا" حضورش‌رو ميشه حس كرد مثلا" يه‌دم با پيژامه راه‌راه و زيرپيراهني توي ساختمان در حال رفت‌وآمده! ( چندبارهم بخاطر مسائل ساختنمون با همون وضع اومده شركت ما ) يا صداي نوار بنان، شهرام ناظري، شجريان، مرضيه و... مياد تو واحد ما (البته از اين آهنگهاي پاپ هم گوش ميده) . درهرصورت آدم بامزه و جالبيه.

چهارشنبه عصر موقع رفتن به خونه، منو تو راهرو ديد و بعد از حال و احوال و عذرخواهي كردن از سرو وضعش- كه يه شلوار ورزشي جگري رنگ از اون قديمي‌ها كه سه‌تا خط سفيد داره كنارش و يه گرمكن تنش بود و اتفاقا" تيپش از هميشه بهتر بود- گفت خانم من سه چهار روز ديگه دارم ميرم ممكنه ديگه نبينمتون پس همينجا ازتون خداحافظي مي كنم البته احتمالا" فردا پس‌فردا براي خداحافظي خدمتتون مي‌رسم و.... داشت ازاين صحبتها مي‌كرد كه يكي از همكارام از راه رسيد بعد ازشنيدن اينكه چندروز ديگه دكتر ميره امريكا آهي كشيد و گفت: واي‌ِي‌ي‌ي خوش‌به‌حالتون كه امريكا زندگي مي‌كنيد. آقاي دكترهم گفت: مگه اينجا چشه؟ همكارم با ناله گفت: اينجا چش نيست آقاي دكتر، گروني نيست كه هست، بيكاري نيست كه هست،فساد نيست كه هست،آزادي هست كه نيست و.... خلاصه آقاي دكترآدم هرچقدر جون بكنه به هيچ جا نمي‌رسه. آقاي دكتر گفت: دخترم مشكل تو كشور تو نيست مشكل تو تنبلي و پرتوقعي توه!!!!!!!!!! تو هرجاي ديگه دنيا هم زندگي كني بازهم به هيچ‌جا نمي‌رسي! بعد هم گفت: مي‌دوني دخترم لازم نيست آدم همه‌چيزهاي خوب دنيارو داشته باشه تا موفق و شاد باشه بلكه هر وقت از آن چيزهايي كه داشتي خوب استفاده كردي و خوب اداره‌شون كردي موفق و شاد ميشي!!

واقعا" آدمو بيشتر از اين ميشه ضايع کرد.

مريم

لینک
شنبه ٢۳ تیر ،۱۳۸٦ - مریم و هاله