همکار مودب من!!!!!!!!!!   

من یه همکاری اینجا دارم که خیلی آدم جالبیه!!!

از همه نظر خیلی مودب و مبادی آدابه، با اصالته، مهربونه و هیچوقت هم پشت سرهمکارای دیگه صحبت نمی کنه.

تا قبل از ماه رمضان چند تا از همکارای من صبحانه میل می‌کردن که ایشون هم یکی از این جمع بود. یکی از روزهایی که من صبح علی‌الطلوع یعنی ساعت 30/7 صبح توی اتاق رئیس بودم دیدم در می زنن و این همکار عزیزم اومد توی اتاق رئیس با یه لقمه بزرگ نون و پنیر!!! بعد هم با اصرار اون رو به رئیس تعارف کرد. از رئیس انکار که من نمی‌خورم و سیرم، از ایشون اصرار که باید بخورید. منم که برای انجام یه کار اداری رفته بودم توی اتاق دهنم از تعجب باز مونده بود.

باور کنید نمی‌دونستم بخندم یا از اتاق بیام بیرون. این کشمکش حدود 2 دقیقه با پیروزی همکار مهربونم طول کشید. بعد از اینکه کار من تموم شد و از اتاق اومدم بیرون توی یکی دیگه از اتاقها در مورد پاچه خواری بحث بود و همین دوست عزیز هم داشت با صدای تقریبا" بلندی می گفت: من واقعا نمیدونم بعضی‌ها چطور می‌تونن خودشون رو اینقدر پست کنن که مدام توی اتاق رئیس باشن، یا براش زبون بریزن و پشت بقیه حرف بزنن یا براشون خودشیرینی کنن و گاهی‌ غذا و سوغاتی ببرن!!!!!!

 

هاله

لینک
چهارشنبه ٤ مهر ،۱۳۸٦ - مریم و هاله