پته ريزون   

 

بازهم بازی این دفعه ارسلان به بازی پته ریزون دعوتم کرده:

1-    خودتو معرفی کن: هاله-27 ساله-فارغ التحصیل رشته روابط‌عمومی دانشگاه ....طباطبایی

2-     فصل مورد علاقم : پاییزه.عاشق اینم که برگهای پاییزی زیر پام خش خش کنن.عاشق رنگهای متنوع طیف زرد تا قهوه‌ای فصل پاییزم .عاشق هوای ملس پاییزم.خلاصه عشق ایودارم که زیر بارون پاییز قدم بزنم،مخصوصا وقتی که هوا داره روبه تاریکی میره توی یه خیابون خلوت.

3-    رنگ من،معلومه دیگه آبی

4-    غذای مورد علاقم: هر غذایی که خودم درست کنم.چون اگه از خودم تعریف نکنم آشپزیم خوبه و همیشه هم دنبال درست کردن غذاهای متنوع و جدید هستم.

5-    موسیقی مورد علاقم: هر چیزی که ملودیش به دلم بشینه و خالتورنباشه. فارسی ،انگلیسی،عربی و.... ولی از موسیقی ترکی بدم میاد و خودم هیچوقت دنبال پیدا کردن آهنگای خواننده های صدا کلفتشون نیستم.

6-    بدترین ضدحالی که خوردم: مربوط به از دست دادن یه موقعیت شغلی بود.

7-    بزرگترین قولی که دادم :به خودم قول دادم فوق لیسانس قبول بشم که  متاسفانه هنوز نتونستم عملیش کنم و البته یه قول دیگم این بوده که توی اداره خیلی مایه نذارم که این هم هنوز عملی نشده.

8-    ناشیانه‌ترین کاری که تا حالا کردم: تصمیم برای درس‌خوندن توی رشته تجربی بود نه ریاضی.

9-    بهترین خاطرم:مربوط به قبول شدنم توی کنکور بود با تغییر رشته‌ای داده بودم بعید می‌دونستم همون سال اول قبول بشم که وسط یه مراسم عروسی خبرش بهم رسید که بابا تهران قبول شدی ولازم نیست نگران خوابگاه و انتقالی باشی.

10-    بدترین خاطرم:مال سالیه که گواهینامه گرفتم که با یه خطا از طرف من کلی تخریب روحیه شدم و تا همین چند ماه پیش حتی طرف یه ماشین برای رانندگی نمی‌رفتم.

11- کسی که بخوام ملاقاتش کنم: یکی از دوستام که الان ایران نیست و باحر‌فهایی  که می‌زد بهم روحیه و اعتماد به نفس می‌داد و به نوعی شارژ روحیم می‌کرد.

12-   برای کی دعا می‌کنم:برای تمام کسانی که می‌شناسم دعا میکنم.چون اعتقاد دارم فرستادن موج مثبت برای دیگران باعث می‌شه به خودم انرژی و نیرو برسه.

13-  موقعیت در 10 سال آینده: به احتمال قوی در زندان یاران گمنام امام زمان به جرم اقدام علیه امنیت ملی دارم آب‌خنک می‌خورم.

  من از طرف خودم و مریم ،مدادرنگی ،مزدور، دکترمتوترکسات وکاپیتان بدون هواپیما رو به بازی دعوت می کنم.

 

هاله

لینک
یکشنبه ٢٧ آبان ،۱۳۸٦ - مریم و هاله