به كجا چنين شتابان..   

پديده شوم مهاجرت

ديروزيكي از همكارام  براي هميشه رفت انگليس ، روزيكه اومد و گفت داره ميره همه همكارا آه كشيدن و گفتن خوش به حالت بيا دستتو بكش رو سرما ...... ولي من نه تنها خوشحال نشدم بلكه خيلي هم ناراحت شدم . آخه اين چه وضعشه ، هركي سرش به تنش مي‌ارزه  يا داره ميره خارج ،يا مي‌خواد بره خارج واقدام كرده يا در رويايي خارجه.....

پس كي بايد اينجا بمونه ،كي بايد اينجارو بسازه. يعني وضعيت اقتصادي ،اجتماعي و سياسي ايران ازآلمان يا ژاپن بعد ازجنگ جهاني دوم هم بدتره ،اگه قرار بود كه اون چند آدم سالم باقيمانده ازجنگ جهاني دوم ،تو آلمان يا ژاپن ،هم مهاجرت كنن كه الان بجاي اين دو تا كشوركه هركدومشون يه غول اقتصادين ، شاهد دو تا كشور توسري خورده ، بدبخت بوديم.

واقعا" چرا همه دارن ميرن ؟ چرا بجاي مبارزه كردن با مشكلات از اون فرار ميكنن؟ چرا همه مشكلات‌رو به سياست و مسئولين ربط ميدن؟  چرا همون آدمهاي كه اينجا ول‌ول مي‌گردن و خودشون بكشن بيشتراز1ساعت كارمفيد تو شبانه‌روزانجام نميدن ،وقتي ميرن خارج تو 24ساعت ، 25ساعت كار ميكنن؟  چرا وطن‌پرستي از بين رفته؟

چرا........... چرا........... چرا...........چرا؟ 

اميدوارم همكارم هرجايي كه هست موفق باشه ولي اي كاش مي‌موند تا دست تو دست هم  ..................

من اينجا ريشه درخاكم

                      من اينجا تا نفس باقي است مي‌مانم   

                                                    (فريدون مشيري) 

مریم  

 

 

لینک
سه‌شنبه ٢۸ شهریور ،۱۳۸٥ - مریم و هاله