اضافه کاری!!!!!!!!!   

 

 

تا حالا شده یه همکاری داشته باشید فقط برای روزنامه خوندن اضافه کار 120ساعت بگیره؟اگه ندیدیدعوضش من یه همکار دارم که از شانس بد من ترک هم هست با لهجه غلیظ و همه این شرایطی رو که گفتم داره.تازشم این همکار ما یه مدت رفته بود توی یه شرکت دیگه مدیر کل شده بود که چون کارمندان اونجا مثل همکارای من دیونه نبودن بعد از گذشت فقط 4 ماه ایشون رو کله پا کردن به صورتی که این همکار به ظاهر محترم ما دیگه نمی تونه توی شرکت های زیر مجموعه وزارت؛ دیگه حتی حکم کارشناسی بگیره چه برسه به مدیر کلی .

ولی عوضش تا دلتون بخواد این موجود آب زیره کاه است به طوری که حتی به مدیر کل جدیدمون که اتفاقا هم سن وسالش هم هست جا انداخته که من چون قبلا رئیس بودم باید توی واحد بهم احترام بذارن ومن اونجا مدیر موفقی بودم و از این دسته چرندیات. این بنده خدا هم که خیلی آدم پاک و صاف وساده ای است حر فای این ترک نیم وجبی با سیاست که درست هم قد هوایش زیر زمین قد داره( قد این همکار من 161 است درست هم قد من!) رو باور کرده وکلی با من صحبت کرد تا رضایت بدم این آقا ترکه بیاد اتاق من و من برم یه اتاق دیگه که از دفتر مدیرکل دورتره وبه نوعی دور از چشم مدیره. شما هم که میدونید توی سیستم مدیریت ایرانی باید جلوی چشم باشی که معلوم میشه کار می کنی وگرنه اگه خودت رو هم بکشی کسی حالیش نمی شه چه برسه به مدیر!منم که کلی بهم برخورده بود نهایت تلاشم رو کردم تا بلاخره این آقا نتونست بیاد اتاق من.

ولی این قصه اینجا تموم نشد .چون ایشون چون خیلی نظر تنگ هستند برام پیغام داده مطلبی که شماره پیش نشریه داخلی چاپ شده وعنوان گزارشم داره مال ایشونه، نه من. ولی واقعیت اینه که من دو روز برای نوشتنش وقت گذاشتم بعد از اینکه مطلب تهیه شد ایشون یه نظراتی در مورد جابه جا شدن چند تا پارگراف دادن و حالا هم ادعا می کنن مطلب مال خودشه. بیچاره نویسنده اصلی مطالب که من نوشتش رو با مطالب کلی آدم دیگه قاطی کردم باید این وسط چی بگه!و در نهایت  چون این جنگ هنوز علنی نشده من در موردش سکوت کردم تا آینده ببینم چی میشه.

هاله

لینک
یکشنبه ٢۱ آبان ،۱۳۸٥ - مریم و هاله