دعوای اداری با عضو هئیت مديره   

دیروز یکی از اعضای هیئت مدیره سر سوال های مصاحبه با من دعوا کرد. به همین راحتی !!!ایشون حدود یک ساعت تمام سر من فریاد می‌زد.

می‌دونید چی می گم؟این آقای به ظاهرمحترم که لقب دکتر را هم یدک می‌کشه؛بدون اینکه به من اجازه صحبت کردن رو بده فقط داد می‌زد.نمی‌دونید چه حالی داشتم، دلم می‌خواست بدون اینکه جوابش را بدم از اتاق می‌زدم بیرون. ولی مگه می‌شه با اعضای هیئت مدیره در افتاد. اون هم توی یه شرکت دولتی.

حالا بگید چرا از سوال ها خوشش نیامده بود: به دو علت .اول اینکه می‌گفت چرا فقط در مورد مسائل رفاهی پرسیدید. دوم اینکه چرا در مورد مسائل مالی نمی‌پرسید.حالا جالب اینجا بود که خود ابن جناب خبر نداشت یکی از شریان‌های اساسی شرکت ما سه روز است که قطع شده و من آخر همون جلسه" داد کشی" بهش گفتم.بعد هم که کلی سرم داد زد؛ به صورتی که منشیش هم فهمیده بود بهم گفت شما همتون فک وفامیل مدیران قبلی هستید و اینجا تنها جایی بود که من جوابش رو دادم و گفتم من نه فامیل هیچکدوم از مدیرای قبلیم؛ نه کسی سفارشم را کرده،حتی موقعیت کاری بهتری هم داشتم که بخاطر یکسری مسائل (که شما همتون توی نوشته های قبلی من خوندید و میدونید)برگشتم. این آقا دید که بد حرفی زده فوری برگشت گفت منظورم شمای نوعی بو د نه شخص شما.سرتون رو درد نیارم هر چی دلش خواست به من گفت . با علم به اینکه می‌دونست من نمی‌تونم جوابش رو بدم .وگرنه هر آدمی میدونه کارمند یه روابط عمومی هر کاری رو که بلد نباشه حرافی و زبون درازی رو خوب بلده ومن هم از این قاعده مستثنا نیستم.

حالا می‌دونید قشنگ قضیه کجاست ؟ اینکه این آقا اصلا از کوچکترین مسائل اداری ما سر رشته ای نداره چون قبلا توی بازرسی کار می کرده واصلا هيچی از امور مالی بانکی سرش نمی‌شه و من این موضوع رو دیروز فهمیدم و آنوقت به حماقت خودم پی بردم که خواستم این آقا رو داخل آدم حساب کنم و ازش مصاحبه بگیرم.حالا هم اینقدر از اینکه نتونستم جواب توهین های این آدم رو بدم از خودم متنفرم. از اینکه مثل گوسفند نشستم تا این آقا هرچی دلش بخواد بهم بگه از خودم بدم می‌یاد.حالا هم پیغام فرستاده سوال جدید طرح کنید من جواب بدم!!!!!!!!!!!!!!!!!! و چه رويی داره به خدا.

شما جای من بودید دیگه رغبت می کردید برید مصاحبه؟

هاله

لینک
چهارشنبه ۱٥ آذر ،۱۳۸٥ - مریم و هاله