صداسيما يا ماهواره!   

وقتي شب تلويزيون‌رو روشن مي‌كنيم تا با ديدن يه برنامه خوب خستگي يه روز پر از استرس، ترافيك، خركاري، ارباب‌رجوع و....... ازتنمون بيرون كنيم چي مي‌بينيم ؟

1-  سريالهايي كه قسمت اولشون با مرگ  يك نفر(طبيعي و غيرطبيعي) شروع ميشه وسه چهار قسمت هم تو نعش‌كشي و عزاداري و ختم مي‌گذره بقيه‌اش هم اگه همينطوري مرده باشه درمورد افسردگي خانواده‌ش و بيچاره شدنشون ،دربدرشدنشون و نداري‌شون و...... اگه يارو به قتل رسيده باشه كه از يك طرف با انتقام فك‌وفاميل مقتول كه ميخوان انتقام بگيرن روبرويم از يك طرف ديگه با پليس‌هاي زشت، شكم‌گنده، ريشو، بدلباس و مهمتر از همه  احمق و خنگ روبرويم. مثل زيرتيغ، اولين شب آرامش، پرواز در حباب،روز رفتن، آواز ققنوس و........

2-  سريالهايي كه درچند قسمت اول اون قهرمان داستان مي‌فهمه كه سرراهي بوده و كساي كه بزرگش كردن مادرو پدرش واقعي نيستن و تا 800 قسمت دنبال اونها مي‌گرده مثل ريحانه، ، خاك سرخ، زيرآفاب، باران بهاري و .......

3-  سريال‌هايي كه در مورد آدمهاي فقيرمذهبي خوشبخت و پولدارهاي بي‌دين و مذهب بدبخت كه در نهايت پولدارها متنبه مي‌شن و.... مثل ساده دلان، نرگس، مسافري ازهند، خانه‌ به دوش و ......

 تو همه اين سريالها هم دو سه نفر يا قصد ازدواج كردن پيدا مي‌كنن يا دارن ازدواج مي‌كنن يا ازدواج كردن ولي مشكلاتي سر رفتن به خونه‌زندگيشون پيش اومده و درهر سه مورد هم همه قضايا ختم به خير ميشه.

خلاصه آدم با ديدن اين سريالها بدتر دچار خستگي، ناراحتي، استرس و افسردگي ميشه. بعد ميگن چرا ماهواره نگاه مي‌كنيد؟!؟!؟!؟!؟

واقعا" چرا ؟  

مريم

لینک
چهارشنبه ٢٩ آذر ،۱۳۸٥ - مریم و هاله