هول نکن برات خوب نيست!!!!!!!   

دو سه روز پيش پسر رئيسمون وقتي مي‌خواسته وضو بگيره، توي دستشويي(گلاب به روتون، روي من هم به ديوار) حالش بهم خورده وافتاده زمين، از صداي افتادنش جناب رئيس و خانمش از خواب بيدار شدن و دويدن طرف دستشويي و .........وهول كردن و ......

همون روزكه اين اتفاق افتاد رئيسم اومد براي من(و تك‌ تك آدم‌ها اين شركت(ازرئيس هيئت‌مديره تا آبدارچي))  اين موضوع را با آب و تاب تعريف كرد و در آخر حرفاش گفت: "خلاصه خانم..... از ديشب كه من اينقدر هول كردم و ترسيدم چشمام اين‌جوري شد"!!! من به چشماش نگاه كردم ولي تفاوتي با روزهاي قبل نديدم بهش گفتم: چشماتون كه چيزي نشده! عينكش‌رو برداشت و گفت: نه با دقت نگاه كنيد ايندفعه من با دقتي دو برابر به چشماي اندازه نخودش نگاه كردم ولي باز هم تفاوتي حس نكردم، گفتم : آقاي .... فكر مي‌كنم خوب شديد چون من كه چيزي نمي‌بينم. سريع بلند شد رفت جلوي آينه توي سالن و بعد از چند لحظه وارسي اومد به من گفت: چطور شما متوجه نمشيد هم  چشمام خيلي ريزشده، هم كوچك بزرگ شده!!!!!!!

گفتم: چشماتون ريز شده؟؟؟؟؟؟؟ گفت: بله مگه نمي‌بينيد؟ اونقدر ريز شده كه همسايه‌مون وقتي من ديد فكر كرد چشمامو بستم و ........

  نتيجه‌گيري: چنانچه اتفاقاتي از اين دست پيش اومد مي‌تونيد چشماي ريز، گوشهاي بل‌بلي ، دماغ گنده، دندونهاي كج وكوله و هزار تا عيب ديگه‌تون‌رو بندازيد تقصير هول بعد اون!!!

مريم  
لینک
چهارشنبه ۱۸ بهمن ،۱۳۸٥ - مریم و هاله