همکار جالب   

ما تو اداره يه همکار خيلی خيلی جالب داريم که مسول ارتباط مردمی است ولی اگه زمانی  فرصتی بعد از صحبت با خانواده و دوستاش موند جواب مردم رو هم ميده! و در تمام مدت هم از ترافيک بالای کاريش  پيش دوستاش و خانوادش داره می ناله! همه اينها به کنار امان از وقتی که يکی از همکار ها بخواد با خط آزاد ارتباط مردمی در مواقع فرس ماجور تماس بگيره چنان قشقرقی به پا می شه که اون سرش نا پيداست . اين هکار عزيز از وقتی من به اتاقشون مهاجرت کردم خيلی راحت شده و غير تایپ هفتگی تعداد تماس ها( اونم به علت اينکه من تایپ بلد نيستم) پاسخ به اکثر تلفن هاشو انداخته گردن من بيچاره.

بابا جواب تلفن دادن به جهنم کار وقتی گره می خوره که مشتری يه موردی رو مطرح می کنه که من يا مطلبی در مورد اون ندارم يا بايد به واحدهای ديگه زنگ بزنم و با خواهش ازشون مدارک مورد نظر و برای پاسخ دهی بگيرم. نمونه عينی ديروز بود که يکی از مشتريان منومجبور کرد برای راه انداختن کارش به سه جای متفاوت زنگ بزنم و کلی وقتم گرفته شه. قشنگ قضيه اينه که اين سر کار عليه در تمام اين مدت توی اتاق معاون اداره داشت پاچه خواری می کرد و حرص منو در مياورد و من بدبخت با کار هايی که خودم داشتم بايد کار ايشون رو هم انجام می دادم و صد البته براش نتايج رضايت بخشی هم داره چون اضافه کاری ايشون توی ماه گذشته از همه بچه های همکار بيشتر بود!!!!!!!!!!!!

شما نمی دونيد وقتی فيش های ما مياد من چقدر حرص می خورم که عرضه پاچه خواری رو ندارم.

هاله محکوم به چند کاره بودن

لینک
دوشنبه ٢٩ خرداد ،۱۳۸٥ - مریم و هاله