همه فرزندان من!!   

اينجا که وبلاگ سياسي نيست. اينجا فقط بايد درمورد اداره‌هاي لعنتي‌مان بنويسيم. اصلا" به ما چه که دارد چه اتفاقاتي مي‌افتد! به ما چه به اسم امربه معروف و مبارزه با بدحجابي مي‌زنند و دختران مردم را آش و لاش مي‌کنند. به ما چه که نيمه شب به اسم طرح جمع‌آوري اراذل و اوباش مانند کوکلوس‌کلان‌ها با صورتهاي پوشيده به خانه‌هاي مردم مي‌ريزند و جوانان به اصطلاح اوباش را با باتوم له‌و‌لورده مي کنند بعد هم درحاليکه آفتابه به گردنشان مي‌اندازند پابرهنه دور شهر مي‌چرخانند...

اينها هيچ ربطي به ما ندارد. ما فقط بايد مثل گاو سرمان را پايين بيندازيم و کارمان را بکنيم. اصلا" اينقدر خودمان مشکل داريم که وقت نداريم به چيزهاي ديگر فکر کنيم...

راستي چه کسي گفته بود خوشبخت ان کسي است که گوساله بدنيا مي‌آيد و گاو از دنيا مي‌رود...

صحبت از پژمردن يک برگ نيست

واي! جنگل را بيابان مي‌کنند!

دست خون‌آلود را در پيش چشم خلق پنهان مي‌کنند

هيچ حيواني به حيواني نمي‌دارد روا

آنچه اين نامردمان با جان انسان مي‌کنند.

لینک
سه‌شنبه ۱ خرداد ،۱۳۸٦ - مریم و هاله