اميدواری!!!!!!!!!!!!!!!!!!   

دیروز فهمیدم اضافه کارمون صفر شده!!!!! صفر. یعنی با حقوق ۱۶۶هزار تومانی پایه شما تا حالا ساعتی یک هزار و۵ تومان میگرفتی، که ۲۰ ساعتش می شد حدود ۲۲هرار تومان که دیگه اون رو هم نمی گیری!!!!

حالا حساب کنید من که خانمم و هیچ وقت قصد خرید خونه رو ندارم ولی خدایی نکرده اگه یکی از همکارای آقای من بخواد وام مسکن ۱۸میلیونی بگیره با کدوم حقوق باید ماهی ۱۹۸هزارتومان رو قسط بانک رو بده. البته این در خوشبینانه ترین وضعیت است، که طرف از هیچ جای دیگه‌ای وام نگرفته باشه!!!!!!

یکی از دوستان چند وقت پیش نصیحت می‌کرد وبلاگتون رو یکم شاد بنویسید. من موندم واقعا از کدوم شادی و خوشحالی بنویسم؟

از همکارایی بنویسم که بخاطر کم شدن ناگهانی حقوق و مزایاشون ،زندگی خانوادگیشون داره از هم می پاشه؟ کجای این کشور یه مرد یا حتی زن می تونه با دریافتی ۱۱هزار  یا ۳هزار تومن تا یک ماه زندگی کنه؟

جالب قضیه اینجاست که مدیران ارشد ما مدام توی همایشهای اداری دارن از رشد و افزایش دارایی‌ها صحبت می کنن.

یکی ما رو نجات بده.

مریم تو پست قبلی از خیلی چیزها نوشته بود که سر درد دل منو باز کرده و من هم  از تمام اون چیزهایی دارم مي‌نویسم که از بعد از عید داره اینجا اتفاق می افته و هیچکس هم به داد من نمیرسه.

به قول مریم کاشکی از اول گوساله به دنیا میآمديم هیچی نمی فهميديم که اینقدر زجر نميکشيديم.........

 

هاله

لینک
پنجشنبه ۳ خرداد ،۱۳۸٦ - مریم و هاله