خبر ورزشی....

روزچهارشنبه:الو سلام.آقای .... تشریف دارن؟<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

-         نه. شما؟

-         هاله.... هستم.از روابط عمومی زنگ می‌زنم.لطف کنید بگید خبر المپیاد ورزشی و نتایج تیم سازمان رو برامون بفرسته. فکر می‌کنم این دفعه سوم یا چهارم است که تماس می‌گیرم.

-         حتما بهشون می‌‌گم.

روز پنجشنبه:سلام. آقای ... تشریف دارن؟

-نه، شما خانم.... هستید؟

- بله. به ایشون بگید من مجبورم این کم لطفی ایشون برای خبرهای سازمان رو در نشریه داخلی درج کنم.

- باشه، من حتما به ایشون میگم.

دوساعت بعد.....

-         سلام .... هستم.می‌خوام با خانم.... صحبت کنم.

-         بفرمایید خودم هستم. چه عجب .من تو ستاره ها دنبال شما می گشتم.

-         من فکر می کنم شما اگه از مسابقات بخواهید خبر بنویسید باید همراه تیم باشید.

-         چه جالب!!! شما فکر نمی کنید خبرنگار روابط عمومی زنه؟ و توی مسابقات حق ورود نداره؟

-         خانم این مشکل شماست.در مورد خبر هم من هیچی ندارم که بگم. شما باید با مافوقم صحبت کنید.

-         این چه حرفیه که شما میزنید؟شما سرپرست تیم هستید!! شما باید در مورد تیم صحبت کنید!!

-         اصلا خانم شما تو روابط عمومی چکار می کنید؟همیشه روابط عمومی ها بیکارن. شما مسابقات قبلی ما رو پوشش ندادید!!!

-         جدا. پس به شماره های قبلی مجله یه سر بزنید. شکر خدا توی روابط عمومی همه چیز مکتوبه و هیچکس نمی‌تونه همینطوری یه حرفی بزنه.

 - من اصلا با شما حرفی ندارم. می خوام با مدیرتون صحبت کنم

-         ولی مدیر ما با شما صحبتی نداره. خداحافظ!!!

این مکالمات دو روز پشت سرهم من با مسول ورزش سازمانمون بود که سرآخر منجر به این شد که من این خبر رو در نشریه کار کنم:

طبق شنیده‌ها تیم .... در اولین المپیاد سراسری وزارتخانه در مسابقات فوتسال وتنیس روی میز توانسته است رتبه‌ای را کسب کند.ولی با تمام پیگیریهایی که خبرنگار تحریریه برای تماس با .......  کرد، ایشان حتی تا آخرین دقایق چاپ نشریه حاضر به پاسخگویی به ما نشد و روابط عمومی را متهم به کم کاری در پوشش خبرهای ورزشی سازمان کرد.

و اینچنين است که هيچ بشری نبايد با خبرنگاران در بيافتد که ناکارش می کنيم04.gif

هاله

/ 11 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مدادرنگی

اينقدر کينه ای نباش برای قلبت ضرر داره .ميفتی رو دستمون

پورمهر

سلام واقعآ زیباست يه سری هم به ما بزنيد

متوترکسات

خبرنگارها هم که زورشون به ما پزشکها می‌رسه که ال کردن بل کردن. راس می‌گن اخبار راس راسکی تو روزنامه‌ها چاپ کنن و آمار واقعی بدن. البته روی سخنم با شما نيست؛ با خبرنگارنماهايی است که شرح وظايف بين الملليشان را از ياد برده اند.

دماغ گنده

بابا دمت گرم ديگه - زور ميگی . ور می اندازی . حال ميگيری . به زمين گرم ميزنی . عکس ميگيری جنازه تحويل ميدی ! اينجوريه ؟؟؟ خوب می گفتی ما هميشه حرفای خوب بزنيم . تعريف کنيم . ما که چيزی نگفتيم

وحيده

تو کی می خوای دست از اين کارات برداری؟ بیچاره دلش نمی خواسته به یه ضعیفه توضیح بده مگه زوره

مرتضی

بابا واقعا شما کجا کار می کنين با چه آدمايي سر کار دارين

مرتضی

اگر خبرنگار مرد می خواستند خب من رو صدا می زدی راستی در رابطه با اون نظری که گذاشتی از اينکه پيگير کارم هستی خيلی ممنون کارم داشت توی ایپنا درست می شد که فهميديم ایپنا هم داره تعطيل می شه خب اينم از شانس .... ماست ديگه تلاش تو آخرين شان

پريشادخت

خوشم اومد اساسی هاله جون آخه منم يه جورايی خبرنگارم و چيزی شبيه به اين قضيه برام پيش اومد که البته منم کاری شبيه به کار شما کردم. در هر صورت انصافا خبرنگاری دختر!

مقداد

سلام ايول خوشمان آمد. خوب شچی ازشون در آوردی. قيافه آقای....... وقتی اينو می‌خوند ديدنی بوده.