حال و احوال امروزمان.....

پسرم!

به تن‌های تکیده‌ای که در لباس من سال‌های پیش جنگیدند شک نکن.

به قهرمان قصه‌های من شک نکن.

به رودخانه‌های خون‌آلود اروند و کارون شک نکن.

به تن‌های مجروح تنگه‌ی چزابه شک نکن.

به بدن‌های خاک‌آلود دشت‌های مهران شک نکن.

فقط به حشره‌ای شک کن که در لباس من خزیده است.

                                                   " عبدالجبارکاکایی "    

هاله       

/ 4 نظر / 19 بازدید
مرتضی

قشنگ بود شعرش.چند روز پیش توی روز آنلاین خونده بودم.واقعا دردآوره... راستی فهمیدی دانشگاه چی شد؟امتحانایی که قرار بود 23 شهریور باشه افتاد 23 تیر.خدا می دونه بچه ها چقد بدبختی کشیدن دوباره بیان.همه دربه در و آواره

بردیا پارسا

سلام[گل] باید تحمل کرد این سختی ها رو. پایان شب سیه سپید است. وبلاگمو بروز کردم، سربزنید خوشحالم میشم. در پناه حق سربلند و تندرست باشید[چشمک]