در مصائب درآوردن یک نشریه!!!

10 روز تمام فقط داشتم می‌نوشتم، ویرایش می‌کردم، عکس اخبار و گزارشم رو پیگیری می‌کردم با استانها دعوا می‌کردم و از اون طرف باید برای سوژه‌های خبریم هم از اداره بیرون می‌رفتم؛ توی این ده روز نه می‌تونم حتی توی اینترنت سرکبکشم نه می‌تونم با همکارم گپ بزنم و نه هیچ کار دیگه‌ای که حتی چند دقیقه زمان می‌بره توی لیستم باشه. فقط تمام 8 ساعت کاری سرم تو نوشته‌هام است و دارم کار می‌کنم. لبخند

پنج شب تمام  تا ساعت 1 هم کار می‌کردم، حالا خداییش دروغ نباشه از ساعت 10 تا 1 نصفه شب. اخبار بلند تموم می‌شد، گزارش رو می‌نوشتم، ازیه طرف خبرهای کوتاه می‌موند ، صفحه تقدیر و تشکر ادرات دولتی  که خودش مصیبتی است.افراد باید بر اساس سمت اداری لیست بشن و امان از وقتی که اسم مدیرکلی بعد از رئیس قسمتی نوشته بشه!!! اون وقته که فاجعه اتفاق افتاده، تلفن و نامه است که زده می‌شه حتی آبدارچی اداره مزبور زنگ می‌زنه و از حقوق از دست رفته مدیرش دفاع می‌کنه. گاهی وقتها این اشتباهات حتی سر از جلسات هیات مدیره هم در میاره.

هر شماره نشریه که بخواد در بیاد باید دعا کنیم که غلط تایپی تو مطالب اعضای هیات مدیره، مدیرعامل یا مدیران ستادی نباشه که از مدیرخودمون تا معاون شروع به غر زدن می‌کنن و من و همکارم که دو نفری داریم نشریه رو درمیاریم گاهی به مرگ خودمون هم راضی می‌شیم.

همیشه به حال دوستام که تو روزنامه‌ها کار می کنن غبطه می‌خورم ، چون هم دستشون بازتره و هم حمایت دبیرتحریریه رو دنبال خودشون دارن. لبخند

ولی ما کارکنان صنف روابط عمومی همش باید گوشت تنمون بلرزه که آیا این شماره مطلبی یا نوشته‌ای به کسی برمی‌خوره یا نه؟ استانی زنگ می‌زنه از کم بودن خبراش شکایت کنه یا نه؟ و هزار تا شکایت باخود و بی‌خود از نشریه می‌شه یا نه؟ عصبانیو دوباره این سیکل طی 15 روز بعدی شروع می‌شه و خواب و خوراک رو از ما سلب می‌کنه که خبرنامه به موقع دست همکارا برسه ولی دریغ از یکبار تشکر خشک و خالی که " دستتون درد نکنه که دو نفری دارید کار6 نفر رو انجام می‌دید"تشویق

حالا تشکر بخوره توی سرشون!!!! هر شماره دارن تعداد صفحات رو بیشتر می‌کنن به صورتی که از شماره 100 که سردبیری افتاده دست ما دو نفر از 24 صفحه رسیدیم به 40 صفحه فعلی یعنی در عرض 5 شماره  نشریه صفحاتش دوبرابر شده!!!!!عصبانی

بیشتر همکارام آرزو دارن بیان تو نشریه کار کنن ولی خبر ندارن که این کار از دو دل می‌بره و از داخل زهره.

ولی با تمام این تفاسیر و زمانی که دارم توی تحریریه خبرنامه داخلی خودمون  حروم می‌کنم، ولی من عاشق کارم هستم و هیجانش رو دوست دارم .زباننیشخند

هاله 

 

 

/ 9 نظر / 5 بازدید
بردیا پارسا

سلام[گل] این پست جذاب ترین پستی بود که تا حالا دیده بودم! درپناه حق تندرست و سربلند باشید[چشمک]

ارسلان

من خودم تجربه ی کاری اینچنین رو دارم و استرسش رو هم احساس کردم ، خوب در یک کلام میتونم بگم حس خوبیه [گل]

بردیا پارسا

سلام[گل] در یک کلام: سخت اما شیرین ولی پست قبلی عالی بود جدی میگم[نیشخند] در پناه حق تندرست و سربلند باشید[چشمک]

مجتبی

من کر می کنم که هر کاری استرس مخصوص به خودش رو داره و مهم اینه که ادم بدونه استرسش رو چطوری کنترل کنه؟؟ [گل][گل][گل]

مرتضی

به به می بینم که شما هم زیر بار خبر نویسی هسین[نیشخند][نیشخند][نیشخند] خداییش کار سختی دارین اما اگر یه چند ماهی که نه چند روزی رو توی خبرگزاری کار کنی که مجبور باشی در رقابت با هشت خبرگزاری دیگه خبرت رو سریعتر و آماده بخونی اونوقت یه کم از شدت این نمی دونم اسمش رو چی بذارم در میای[نیشخند][نیشخند][نیشخند]

مرتضی

در ضمن بچه های سوئیت ما هم زدن ترکوندن با رتبه های کارشناسی ارشد دمشون گرم....[گل][گل][گل]

مرتضی

در ضمن من یه پرسپولیسیه متعصب هم هستم[دست][دست][گل][گل][گل]

آریوبرزن

سلام.من چون تنبلم ازین کارا اصلا خوشم نمیاد پس لرزه به تنم ننداز[نیشخند] آپم بیا

گلمراد

اتفاقا من هم فکر میکنم شما عاشق کارت هستی آنچنان که این را دیگران هم میتوانند بفهمن. اگر تهدید به رفتن یا استعفا کنید قطعا با خنده حضار روبرو میشوید