در ستایش همت و پشتکار

بلاخره  ژوژمان عکاسی این ترم ما هم  دیروز تموم شد.منم از 100 شدم 97لبخند نمی دونید چقدر این یک‌ماه سرم شلوغ بود بعضی وقت‌ها دلم می‌خواست گریه کنم از بس کار داشتم . 15 تا کار با سوژه‌هایی که استاد داده بودکه باید با فتوشاپ کارها رو ارائه می دادیم و روی هر زمینه کار باید سه تا عکس کوچیک 3.5* 5 سانتی متری و یه عکس با سایز 10*15 سانتی کار می‌کردیم. (گرفتن هر کدوم از این عکس‌ها با تکنیک‌های عکاسی خودش یه روز وقت می‌برد) جای شما خالی من سه بار کارها رو انجام دادم و پرینت لیزی رنگی گرفتم و هربار استاد چند تا غلط از من ‌گرفت و من دوباره باید وقت می‌ذاشتم و کارم رو غلط‌گیری می‌کردم و این برنامه حدود سه هفته ادامه داشت تا بلاخره با کش و قوس زیاد کارم تایید شد و با این همه کارعکاسی من بیچاره باید خبرو گزارش نشریمون هم می‌فرستادمگریه.نمی‌دونید چه بلایی سرم اومده بود نزدیک یک هفته شب‌ها تا ساعت 3 صبح بیدار بودم و نتیجش دیر رسیدن به سر کار بود. اینقدر کمبود خواب داشتم که حد نداشت تازه توی این گیروداد یه برشورهم  برای هفته دولت سفارش داشتم که باید مطالب خامش که یه مشت اراجیف و آمارهای صد تا یه غاز بود رو هم تنظیم می‌کردم و نتیجه اینکه تازه دیروز مطالب نشریه غلط‌گیری نهایی برای صفحه و مطالب برشورهم آماده شد. ولی با تمام این دویدن‌ها فکر کنم این شماره نشریمون 4 یا 5 شهریور هم بیرون نیادگریه. حالا این وسط من بیچاره که درست سه هفته درگیر بودم خیلی کارهای جورواجور دیگه هم باید انجام می‌دادم که الان از اینکه تونستم به همشون برسم تعجب می‌کنم.

ولی شرکت توی این کلاس عکاسی چند تا حسن داشت : اول اینکه دو تا دوست خوب پیدا کردم و دوم فتوشاپ رو هم تا حدی یاد گرفتم. به قول مدیرمون پدر احتیاج پسوزه که خیلی کارها رو مجبور می‌شی بخاطرش انجام بدی و در نتیجه کار یاد می‌گیریلبخند.

نتیجه‌گیری اخلاقی: احتیاج مادراختراع است.

نتیجه‌گیری خودم: من تا وقتی مجبور نباشم خیلی کارها رو دنبالش نمی‌رمناراحت. مثلا یادگرفتن خیلی کارها برام بخاطر احتیاجم بوده مثل همین فتوشاپ.البته این وسط استثناهایی مثل کورل و صفحه‌بندی هم بوده که خودم دوست داشتم. کاش این وسط یه نفر پیدا بشه بگه برات توی یه دانشگاه انگلیسی زبان بورس گرفتم و برای حضور باید انگلسیت قوی باشه، بلکه اینطوری من برم دنبال تکمیل زبان انگلیسیمخیال باطل.

نتیجه‌گیری نوشابه بازکنی از خود راضی: خدایا  علاوه بر هوش و ذکاوت به من همت و پشتکار هم عطا کن.

 

هاله

/ 22 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
mary

ممنون.حتما سر می زنم. [ماچ]

جغد سفید

خسته نباشی! ان شاللاه درست میشی!!![نیشخند]

گلمراد

با سلام مجدد جالب است که شما کلاس عکاسی رفتید احتمالا ذره‌ای استعداد از دیوار مجاور به شما تابیده تا توانستید بروی و مطالبی هرچند کم یاد بگیرید. البته لازمه هر یادگیری هم استعداد است و هم کوشش. علی ای حال امیدوارم به نیمه ماه مبارک رمضان نرسیده از آسمان نعمتی برای شما نازل شود و خدا لطفی بزرگ درحقتان بفرماید. آن نشریه را هم که اشاره کردید باید چیز خواندنی باشد آیا در جایی می‌شود مثلا اینترنت آن را یافت و خواند. در جوانی جایی کار می‌کردم که کلی برای نشریه داخلی هزینه می‌کردند و دست آخر زیر ظرف غذای کارکنان مشاهده می‌شد. بهر حال امیدوارم هیچ تیتری به نقطه ختم نشود.

آریو

سلام علیکم من بودم همشو ول میکردم هیچ کاریم نمیکردم هیچی باعث نمیشه از خوابم بزنم خب ببینم حالا چی باعث شد خانما غیبت کردنو یاد بگیرن؟

گلمراد

اسرارنامه! یکی از بزرگان اهل حرف ززور خستگی و ملال شگرف شبی چند از رئیسش گرفت مرخصی پناهنده شد بر کویر سخی به یک هفته غایب شد از انجمن زماخواست و فرمود همچون که من برفتم از منگلستان سترگ درآینده آید یکی، شنبه، بزرگ زاین موش سال از پس ازمنه چو بگذشت از سنبله بیست و سه زافلاکم یکی مرغ نیکو سرشت فروآید و بر شانه‌ام می‌نشست همای سعادت بود این بدان زاینجا روم این بود کس ندان

گلمراد

اصلاحیه و تهدید سطر 4 پناهده شد او بر کویر سخی سطر 7 برفتم از این منگلستان سترگ ضمنا تهدید میکنم که اگر تا روز 10 شهریور یک گونی سوغات کویر از یکی از نویسندگان وبلاگ دریافت نکنم تفسیر این ابیات خانمان برانداز را بفرمایم

مزدور

سلام می بینم که دیگه خبری از اون محسن بی تربیت نیس بیا وبم ببین افغانی ها حالشون گرفته شده

...

وقاحت کلام را ببینید: http://i35.tinypic.com/s4mkx0.jpg

محسن

حالا اگه بشه می خوایم ارتباطمون رو باهاشون بیشتر کنیم. ایشالا دفعه بعد

مزدور

سلام وقتشته اپ کنی ها تنبل