کودتای خزنده

من و یکی از همکارام برعلیه سردبیر نژاد پرست و طرفدار رژیم آپارتایدمون 12.gifکودتا کردیم  و الان آبجیتون شده سردبیرنشریه!!!!03.gif ولی همین کودتای خزنده که برای شما توی چند تا جمله نوشتم ،حدود یک ماه زمان برد...<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

خارج از شوخی قضیه اصلا کودتای از پیش برنامه ریزی شده‌ای نبود.فقط ماجرا از روزی شروع که حدود دوماه پیش اضافه کاری من توی فیش‌حقوقی نزدیک 15 ساعت رد شده بود ومال سردبیرمون نزدیک 45 ساعت.داشتم از عصبانیت منفجر می‌شدم به همکارم گفتم وقتی من دارم نامه‌های پاراف شده رو خبرو گزارش می‌کنم و وقت سر‌خاروندن ندارم چرا این آقا که وظیفه‌اش فقط روزنامه خوندن و نامه پاراف کردن ‌برای من و تو هست باید اینقدر اضافه کار بگیره.باور کنید اصلا ارزش مادیش مهم نبود و هنوز هم نيست فقط بحث ارزش گذاشتن به کارم برام مهم بود و احساس می‌کردم بهم توهین شده. بلاخره رفتم توی اتاق مدير و ماجرا رو شرح دادم،بنده خدا داشت شاخ درمی‌آورد با تعجب تمام گفت ولی آقای فلانی وقتی توی اتاق من میاد می‌گه من خبر تنظیم می‌‌کنم و باقی کارای نشریه رو انجام میدم.مديرمون یک قولهایی داد که ،دیگه تکرارنمیشه و ... منم راضی از اتاق اومدم بیرون..... گذشت تا ماه آبان ،آخرین روزهایی بود که داشتیم مطالب نشریه رو می‌بستیم ، من رفتم اتاق معاونت، و این همکار و سردبیر روزنامه خونمون رو که پست‌های قبلی هم ازش نوشته بودم توی اتاق بود و با وقاحت تمام و برای اینکه به من ثابت کنه عددینیستم جلوی چشمم به معاونمون گفت من به خودم 45 ساعت دادم به تو هم 65 ساعت. جاتون خالی اینقدر عصبانی شدم که یکراست رفتم توی اتاق مدير و فقط بهش گفتم  برای خودم خیلی متاسفم که حرفام رو به کسی گفتم که براش هیچ ارزشی قائل نیست12.gif و با عصبانیت تمام از اتاق اومدم بیرون.

مديرمون بعد از یک ساعت فرستاد دنبالم و صدام کرد و ماجرا رو پرسید، منم با اینکه اصلا دلم نمی‌خواست حرف بزنم ولی مجبور شدم آنچه رو که دیده بودم شرح بدم.رئیس هم به مسول دفترمون گفت جلسه‌ای برای یک ساعت دیگه بذاره .توی جلسه قرار شد نشریه رو به علت یک سری مشکلات تعطیل کنیم و همه فقط روی سایت کار کنن.این آقای همه جا رئیس هم که سردبیری نشریه رو ازش گرفته بودن فوری گفت پس مدیریت محتوایی سایت با من و خانم هاله .... با من کار کنه.منم که اصلا با این تصمیم یک طرفشون موافق نبودم بعد از جلسه به مديرم گفتم من اصلا حاضر نیستم  حتی یک ساعت با این آقا کار کنم .چون کارا رو من انجام میدم و اضافه کاریش مال ایشونه.بنده خدا مديرمون که مونده بود چکار کنه برگشت به من گفت می‌خواهید شما و خانم افسانه کار نشریه رو انجام بدید؛منم به همه اعلام می کنم که مدير عامل مخالف تعطيله نشريه است وسردبیر هم شما باشید؟ من که خیلی جا خورده بودم گفتم می‌خوام با همکارم  صحبت کنم.از اتاق که زدم بیرون هم خوشحال بودم که دماغ این همیشه رئیس اینطوری به خاک مالیده شده  بود و هم از مسولیتش میترسیدم.

بعدا شنيدم که (هميشه رئيس )به مديرمون گفته بود مثل اينکه فقط من توی نشريه داخلی زيادی بودم.....17.gif

و حالا هم  که ما  دو نفر موندیم و نشریه داخلی که از این شماره 40 صفحه شده.15.gif... برام دعا کنید تا با تمام کارشکنی‌های همکارهميشه رئيسم  پیش مديرم رو سفید بشم......01.gif

 

هاله

 

/ 13 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آرش

با عرض سلام. داستاهای تخیلی من و اژدها با داستان "نجات درخت کهن: خوان اول - افسانه غورباقه طلایی" به روز شد.

مرتضی

سلام به هاله و مریم بابا کودتا چی ها بابا رضا خان ها و سید ضیا بختیاری ها شما خیلی خطرناکید که ما نمی دونستمیاااااااااااااااااااااااااااااااااااا

امير

هاله ............ميشه زيراب زنی رو تعريف کنی ؟.................اصولا يکی از مشغوليات خانوما توی هر سازمانی همينه ..............معمولا خانوما خيلی زود يه سازمان غیر رسمی (کلونی=مافيا) برای خودشون به وجود ميارن و ميفتن دنبال قدرت بيشتر.......بين خودشون هم اگه کسی پيدا بشه که باهاشون نباشه سريع زيرابشو ميزنن...........موفق ميشی اما به قيمت نابودی خيلی چيزا .............اميدوارم برای زن و بچه اون مفتخور هم با حذف ۴۵ ساعت اضافه کار مشکلی پيش نياد............کی ميخواد اخلاق سازمانی مون عوض شه نميدونم......پستی هم که با زیراب زنی به دست بیاد بوی تعفن میده............. ای کشته که را کشتی تا کشته شدی زار ؟ تا باز که اورا بکشد آنکه تو را کشت؟ ......شاد باشی عزيز

امير

هاله.............در طول اين چند سالی که کار می کنم ۵ تا رييس خانوم داشتم و اینجا ششمی شه ............باورت ميشه ؟...........روحياتشون دستم اومده............شاد باشي عزيز

آريو

بابا مشرف-بابا سوهارتو-بابا زاهدی-بابا ضيا الدين-بابا... ايول به کودتاچی.اميدوارم بتونی حفظش کنی.منم بعد از اندی دوباره برگشتم

مزدور

سلام چطوری سردبير خبرنگار نمی خوای؟!! به خدا کارم بد نيستا تروخدا خانم جون بچت ولی اصلا خوب نيستا زيراب يکيو بزنی جاشو بگيری در کل موفق باشی سردبير ياحق.

مجيد

مذاقب باش که ميز وفا نداره/الان خيليا دارت برات برنامه يه کودتای ديگه رو می کشن./موفق باشی./ :))

آزادی - برابری

دوستان، علی رغم فشارهای امنیتی و بازداشتهای گسترده، دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب تجمع خود را به مناسبت روز دانشجو (16 آذر) در دانشگاه تهران هرچه با شکوه تر برگزار کردند. دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب اعلام میدارند که تا آزادی کامل تمامی دانشچویان دستگیر شده از پای نخواهند نشست. برای کسب آخرین اخبار و گزارشها از تجمع روز 3 شنبه و وضعیت دستگیر شدگان، از وبلاگ ما دیدن فرمایید.

جغد سفيد

اداره ای که وضع سايت و نشريه اش اينه٬ بقيه اش چطوريه؟

حلما

مبارکه . شيرينی نميدين بهمون ؟؟؟؟ راستی در مورد پست بالایی ای بابا !! وقتی دانشجوهای کامپیوتر تو همین چیزای ساده تقلب میکنن بر بقیه که حرجی نیست