س.ک.س و فلسفه

دارم واقعا به این نتیجه می رسم که مردم ایران همه سیاستمدار متولد میشن.این چند روز روی هر سوژه ای که دست میذاشتم یک سرش به سیاست وصل بود. حتی می‌تونم بگم حرفهای رد و بدل شده بین همکارا هم سیاسی است.حتی سینمای ما هم سیاسی است. دیشب یه فیلمی از محسن مخملباف دیدم به  اسم "سکس و فلسفه" و عجیب تاثیرگذار. فیلم توی کشور تاجیکستان با بازی  بازیگران تاجیکی ساخته شده بود. ولی نسخهDVD که من دیدم زیر نویس فارسی بود و زبان ایتالیایی.

آخر فیلم  بازیگر مرد فیلم به طرف مقابلش می گه:

ما عاشق میشیم چون به هم نیاز داریم.عشقهای قدیمی دیگه در دوره ما وجود نداره.لیلی و مجنون و رومئو و ژولیت در دوره ما بی معنی است؛ ما به آزادی رسیدیم. آزادی در سکس. ولی عشقی وجود نداره.ما  عشق رو از دست دادیم.ما همه تنهاییم.

واقعا عشقی وجود نداره.ما همه با هم زندگی می کنیم چون انسان موجود اجتماعی است.ما فقط  از روی نیاز با هم زندگی می کنیم. والا هر روز شاهد این عجایب توی شهرمون نبودیم.

هاله

/ 14 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
متوترکسات

دوست من؛ واقعاْ به اون شدت هم که شما می‌گين نيست. عشق و دوست داشتن همنوع غريزه‌ای است که خداوند مانند هر غريزه ديگر در نهاد بشر قرار داده و مانند خوردن و خوابيدن و... و غيرقابل از بين رفتن است. هر روز هزاران نفر بطور داوطلبانه خون خود را اهدا می کنند. هنگام بروز حوادث غيرمترقبه (مانند زلزله بم) انسانها زنجيروار به هم وصل می‌شوند و... وليکن سخن شما نيز صحيح می‌باشد به اينگونه که عشق و صميميت در دنيای امروزی رنگ باخته و انسانها به علت دوری از خلوت درون به سوی لذات موقتی می‌روند. راستی شما خيلی از اون يکی دوستت کم کاری!

آريو

در مورد اين مطلب نظری ندارم. اما جناب ظفر عباس تشريف ببريد وبلاگمون.بالاخره آپ کردم.

متوترکسات

در ضمن در متن وبلاگتون سعی کنين از کلماتی که به قول وزير ارتباطات غير اخلاقی !!! هستند استفاده نکنيد. زيرا اخيراْ کامپيوترهايی رو نصب کرده اند که اين کلمات رو شناسايی کرده و سريعاْ وبلاگ رو فيلتر می‌کنه. برای مثال اينطوری بنويسيد: س*ک*س. که در اين صورت کلمه برای کامپيوتر فيلترکننده نامفهوم خواهد بود. حيفه که وبلاگ قشنگتون فيلتر بشه. در صورت امکان در متن وبلاگ اين کلمه رو اصلاح فرماييد.

مزدور

سلام ديدی چی شد؟ من منظورم اين بود که من حتما سانسورشده می بينم اشتباهی زدم بدون سانسور(استغفراله) هر چی آبرو داشتم رفت شرمنده. روم به دیفال یاحق.

مرتضی

سلام .استغفرالله :آقای کیا و سعیدی که اعجوبه های ارتباطات ایران هستند نصف عمرت بر فنا است اگر با کیا کلاس بر نداشتی

مرتضی

آره بابا این جواب مریمه

داوود

به عشق پاک فکرکن حتی برای یک لحظه که رخیلی توحسی

پريشادخت

انتظار در انتظار مرگ هستم چون گربه اي كه در كمين است بپرد روي تخت. دلم به حال زنم مي سوزد خواهد ديد اين تن خشك شده را اين پوست رنگ پريده را. يك بار تكانش خواهد داد شايد هم براي بار دوم. "هنک!؟" هنك جوابي نخواهد داد. مرگ نيست كه نگرانم مي كند زنم است كه خواهد ماند با تلي از هيچ. دلم مي خواهد او بداند شب هايي كه كنارش مي خوابيدم حتي بگو مگو هاي بيهوده چه محشر بودند. و مي خواهم آن دو واژه دشوار كه هميشه از گفتنش وحشت داشتم بر زبانم بيايد: دوستت دارم. شعر از: چارلز بوكووسكي ترجمه ی احمد پوری

پيمان

اتفاقاْ منم امروز تو خيابون يه نسخشو ديدم و به خاطر اين نوشته ات کنجکاو شدم و خريدم. خيلی فيلمش قشنگ بود ٬ راست ميگفتی.